خرید بک لینک

درباره سایت

242

آخرین مطالب

امکانات وب

پاییز .

صبح زود میرم کارگاه و بیشتر وقتم رو تو دانشگاه میگذرونم . سر شب با اتوبوس برمیگردم . سرمو تکیه میدم به شیشه و تو دلم میگم تهران این شکلیه . تنهایی این شکلیه . انگار هیچوقت برای زندگی دونفره ساخته نشدم . از باورم خارجه نزدیک شدن دوباره به ادما . انگار مدتها از ارتباطاتم با دنیا میگذره . انگار اینجا هرکسی تو جزیره ی خودش زندگی میکنه . یه وقتایی نگاه میکنن به همدیگه و دوباره سردی نگاه رو از هم پس میگیرن . هیچ کانکشنی نیست . چرا اینقد ناامید شدی؟ چرا از باور افتادی؟ چند روز پیش یه نفر خودش رو از ساختمون هشت طبقه ی دانشگاه خودکشی کرد . یه نفر دم گوشم میگه این بازی تمومی نداره . اونایی که فک میکنن تمومش کردن تازه واردن . هیچوقت تموم نمیشه . تکرار میشه تکرار میشه تکرار میشه . هیچوقت واقعا خارج نمیشی . هیچ راه فراری نیست . باید باید باید . اینجا پر از بایده . باید باید. دست تو نیست . فک نکن بهش. چرا هر کلمه ای که پرت میکنم رو مانیتور میاد گردنمو میگیره ؟ پر از چرا و بایده اینجا . ولی چرا مال جووناست . مال اونایی که هنوز زور دارن . هنوز جون دارن . هنوز نا دارن . وقتی پیر میشی دیگه نمیگی چرا . فقط باید میمونه . باید باید باید . دیگه سوالی نداری . چون جوابی نداری . باید . باید ...

برچسب: نویسنده: آروین اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 20:24

صفحه بندی